مسئوليّتهاي زنان در جامعه منتظر
چكيده 
در عصر غيبت كه دوره پنهان زيستي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است، معتقدان به مهدويت براي زمينه سازي و نيل به جامعه موعود جهاني، داراي رسالتها و مسئوليتهاي خطيري هستند كه با پاي بندي و اجراي آنها ميتوانند زمينهساز ظهور آن حضرت باشند.
در اين ميان، نقش زنان كه پنجاه درصد جمعيت بشر را به خود اختصاص دادهاند، نقشي مهم و تأثيرگذار است، زيرا زنان منتظر، علاوه بر اين كه نسبت به خويشتن مسئوليت دارند و بايد خود را جزء منتظران واقعي قرار دهند، هم چنين بايد به ديگرسازي، يعني تربيت و تعالي نسل منتظر نيز همت گمارند.
از اين رو زنان داراي دو مسئوليت، جهت زمينه سازي ظهور (خودسازي و ديگرسازي) ميباشند.
بر اين اساس در اين نوشتار به مسئوليت زنان منتظر در دو حوزة فردي و اجتماعي پرداخته شده است.
الف: حوزه فردي؛ در حوزه فردي، زنان منتظر با پاكسازي روح و روان خود از پليديهاي اخلاقي و مزين شدن به شاخصه نيك، آمادگي لازم جهت ياري رساندن به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را پيدا ميكنند.
و در مرحله بعد با شناخت دين و دين داري كامل نسبت به امام و مقتداي خود ابراز علاقه و معرفت ميكنند و خود را در صف منتظران واقعي قرار ميدهند.
ب: حوزه اجتماعي؛ در حوزه اجتماعي زنان منتظر، داراي رسالتهاي خطيري نظير تربيت نسل منتظر، امر به معروف و نهي از منكر، ورود در عرصههاي جامعه، نظير: مدرسه، خانواده و پرورش ياران خاص امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و ترويج عدالت در ميان جامعه منتظران ميباشند كه به صورت تفصيل در اين نوشتار، آمده است.
واژههاي كليدي: منتظران، زن، رسالت، آمادگي، دين داري، معرفت و محبت به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف.
مقدمه
جامعة منتظر با شاخصههاي خدا محوري، عدالت محوري، دين محوري، و در يك كلام، معنويت محوري، از جوامع ديگر متمايز ميشود. در جامعه منتظر، براي اجرايي شدن شاخصههاي فوق، همة آحاد مردم، اعم از زن و مرد، رسالت خطيري دارند؛ زيرا هر چه، جامعه منتظِر، خود را در راستاي جامعة منتظَر قرار دهد، بيشتر به مقصود و هدف، نزديك ميشود. از اين رو بايد زن و مرد، با مشاركت، و هم سويي، به اجراي شاخصههاي جامعة منتظَر، در جامعة منتظِر همت گمارند. دو مسئوليت خطير، بر دوش زنان منتظِر كه بايد به انجام آنها مبادرت ورزند: نخست، خودسازي؛ افرادي كه ميخواهند در جامعة منتظران، مثمر ثمر باشند و ديگران را در راستاي اهداف جامعة منتظر بسازند، ابتدا بايد خودساخته و مزين به شاخصههاي نيكو باشند. از اين رو مسئوليت دوم زنان منتظر، مشخص ميشود كه همان ديگرسازي است كه در اين رسالت، زنان، مسئوليت بس خطيري بر دوش دارند؛ زيرا در نقش سازنده و مفيد آنان در خانواده، يعني پدر و فرزندان، جاي هيچ گونه، شكي نيست؛ بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه مردان بيشتر تك مسئوليتي بوده، يعني تنها به ساختن خويشتن ميپردازند، ولي زنان علاوه بر خودسازي به دگرسازي كه همان پرورش فرزندان و نسل منتظر باشد، نيز ميپردازند.
در اين نوشتار سعي شده است تا به برخي از وظايف و رسالتهاي زنان در دوران غيبت، در جامعة منتظر اشاره شود تا زنان با آگاهي و شناخت كامل به انجام مسئوليتهاي خود بپردازند.
با توجه به آيات و روايات فراواني كه به جايگاه و مقام زن پرداخته است[1]، به ارزش زن در اسلام پي ميبريم و ميفهميم كه اسلام از زن به منزلة يك انسان، توقع پيشرفت فردي و اجتماعي دارد و از او به عنوان يك مكلّف در جامعه، انتظار مسئوليت پذيري دارد. درجامعة كنوني، كه جامعهاي منتظر است ميخواهد خود را براي آمدن منتظر و حكومت جهاني او آماده كند؛ بنابراين وظايف خطير و سنگيني دارد، كه با توكل به خداوند و با تلاش و همّت خود ميتواند به انجام آن بپردازد. از جمله مسئوليتهاي زنان، وظايف فردي و اجتماعي است كه به ترتيب به شرح آن پرداخته ميشود:
الف: وظايف
1.پاكسازي درون از صفات پليد و زيور دادن آن به اخلاق نيك؛ اين امر در هر زمان واجب است، اما در زمان غيبت حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد؛ چون درك فضيلت و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن حضرت، بستگي به اين خصوصيات اخلاقي (خودسازي) دارد.
تهذيب نفس و خودسازي از مسائلي است كه يك سالك الي الله بايد به آن توجه داشته باشد؛ چرا كه اهميت و ارزش آن به قدري زياد است كه خداوند ميفرمايد:
هركس نفس خود را تزكيه كند، به يقين رستگار شده است و نوميد و محروم گشت آن كه نفس خود را به گناه آلوده ساخت.[2]
امام صادق عليه السلام در همين سوره به مردم دوران غيبت، اعم از زن و مرد ميفرمايد: «هركس دوست ميدارد كه از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد بايد منتظر باشد و دراين حال (انتظار) به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد.»[3]
پس يكي از چيزهايي كه هر انساني، اعم از زن و مرد را به رستگاري و كمال حقيقي ميرساند، پاكسازي روح و جان از صفات رذيله و جايگزين نمودن صفات پسنديده است. پس يك زن اولاً، به عنوان يك شخصيت انساني (زن)، ثانياً، به منزلة يك مادر و همسر و ثالثاً، به مثابه تربيت كننده و منتظرساز، روحي سلحشور و جهادگر ميخواهد. منتظر مسلح، وقتي ميتواند در ركاب امام، نقشآفريني كند كه براي او پيروزي يا شهادت يكسان باشد و اين روح مجاهدت وسلحشوري، مربوط به تمام افراد، از جمله زنان بوده كه از ابتدا تا كنون، اثرات زيادي از خود به جا گذاشتهاند.
2.آمادگي؛ آمادگي هميشگي، جوهر اصلي انتظار و وظيفة حتمي منتظران است. كسي كه منتظر ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است، بايد آمادگي داشته باشد، نظير: پيراستگي و پاك زندگي كردن، صادق بودن در اعتقاد وعمل، توانايي روحي و جسمي براي جهاد و مبارزه در ركاب مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف. كسي كه بخواهد جزء ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد، بايد روح جهاد و مبارزه با باطل را در زمان غيبت تجربه كند. در احاديث، منتظر و ياور امام عجل الله تعالي فرجه الشريف كسي است، كه در زندگي منتظرانة خود، آماده و به مرتبة ايثار جان و مال در راه خدا رسيده باشد. هم چنين، در راه استقرار دين و نجات مظلومان، گام بردارد و براي ياري كردن نهضتي كه ميخواهد ريشة ظلم را در جهان بر كند و عدل را جايگزين كند، بي صبرانه منتظر جهاد باشد.
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
بايد هر يك از شما براي خروج قائم، اسلحه آماده كند. چون وقتي خداوند ببيند كسي به نيت ياري مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، اسلحه تهيه كرده است، اميد ميرود خداوند عمر او را دراز كند، تا ظهور را درك كند، و از ياوران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.[4]
بنابراين همه عاشقان (زن و مرد) بايد خود را آمادة ظهورش كنند و ديگران را نيز آماده پذيرش دولت او كنند، و اين مسئوليت خطير و بزرگ بر دوش همة عاشقان، از جمله زنان است. طبق آن چه كه خداوند از زن سخن گفته و در روايات به ميان آمده است، او ميتواند با حفظ ارزشهاي ديني و اخلاقي، خود را براي حضور در دولت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، مهيا سازد و با نقش خود در خانه و جامعه، تمام انسانهاي عاشق را آماده و مهيا براي ظهور دولت يار كند.
3. دين داري؛ پيامبر اكرم صل الله عليه و آله و سلم فرمودند:اي علي بدان كه شگفت انگيزترين مردم از جهت ايمان و عظيمترين آنها از روي يقين مردمي اند كه در آخرالزمان خواهند بود. پيامبر صل الله عليه و آله و سلم را نديده اند و محبت امام عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز از آنان محجوب است، اما به سياهي كه بر سفيدي رقم خورده است، ايمان آوردهاند.[5]
موفقيت در اين آزمايش، احتياج به بينشي دارد كه انسان دين دار ميتواند در پرتو آن در برابر تحريفها و شبههها و ترديدها، خود را حفظ نمايد و با هيچ يك از عوامل منحرف كننده خلوص در دين و دين داري به بيراهه نرود.
پايداري در دين، در روزگار غيبت، فقط در سختيهاي جسمي و فشارهاي مادي، خلاصه نميشود، بلكه فشارهاي روحي و معنوي را هم، بايد تحمل كرد تا بتوان جزء منتظران واقعي آن امام شد. در انتظار، زيستن و منتظرانه دين داشتن، وظيفهاي است كه شريعت اسلام از مؤمنان خواسته است. چشم داشتن به ظهور منجي و حاكميت دوازدهمين امام، باور به قوام امامت و غيبت رهبري ديني، در پايان زندگي است.
عالمان دين بر پايه احاديث معصومين عليهم السلام، انتظار فرج را شاخص بزرگ انسان دين دار، در عصر غيبت دانسته اند و همواره دين داران را به داشتن و دانستن اين مهم فرا خواندهاند.
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
خبر دهم شما را به چيزي كه خداوند، عمل بندگان را جز با آن نميپذيرد؟ گفتم آري. امام فرمود: باور به خداي يكتا و بندگي و پيامبري محمّد صل الله عليه و آله و سلم.....و چشم داشتن به ظهور قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف.[6]
دين و دين داري در عصر غيبت به گونهاي است كه دين داران در اين روزگار به مقام والايي ميرسند؛ چون انسان دين دار، در صدر اسلام، عقايد و باورهاي ديني را از پيامبر صل الله عليه و آله و سلم ميگرفت، و تعاليم خالص دين را مستقيماً از مفسّر واقعي وحي، دريافت ميكرد.
رسول خدا صل الله عليه و آله و سلم را ميديد، و از راه و روش او الهام ميگرفت و حق را به آساني ميپذيرفت، اما انسان دين دار در اين عصر (غيبت) از تمامي دريافتهاي حسّي به دور است و تنها براساس درك عقلي و تاريخي، پيامبر صل الله عليه و آله و سلم و امامان عليهم السلام را ميشناسد و به رسالت آنها ايمان ميآورد.
پيامبر صل الله عليه و آله و سلم ميفرمايد:
برادران من كساني هستند كه پس از شما [اصحاب] زندگي ميكنند. به من ايمان ميآورند و مرا دوست ميدارند و ياري ميرسانند و مرا تصديق ميكنند؛ درحالي كه مرا نديدهاند.[7]
پس دين دار بودن در روزگار غيبت، ايمان بيشتري ميخواهد؛ همان طور كه ايمان به مبدأ و معاد، نيازمند تعقّل و تفكّر است. باور اين بصيرت، براساس آيات و روايات، مخصوص افراد به خصوصي نيست، بلكه شامل تمام انسان ها، اعم از زن و مرد است كه در اين ميان، زنان هم ميتوانند در پرتو بينشي كه از دين و ايمان به غيب دارند، در برابر تحريف ها، و شبههها و سركوفتها از درون و بيرون حوزه دين، هم چنان دين خود را نگاه دارند و با هيچ يك از اين عوامل، خلوص ديني و دين داري در فكر و عمل خود را از دست ندهند.
4. معرفت به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛ آشكار است كه اقبال قلبي، از شناخت و احساس محبّت، مايه ميگيرد؛ از اين رو مهمترين وظيفهاي كه هر شيعة منتظري بر عهده دارد، كسب معرفت نسبت به وجود مقدّس امام و حجّت زمان خويش است. و در روايات تأكيد فراواني شده است كه بايد معرفت امام را جدّي گرفت.
امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند، زمين را لحظهاي خالي از حجت قرار نداد.
به سبب حضور حجت است كه انسان، مكلف به شناخت امام است و به همين دليل در حديث آمده است كه: هركس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است.[8]
و اين نشانگر اهميت شناخت امام است. پس هر انساني اعم از زن و مرد با شناخت خود از امام، و منزلت و هدف او، خود را مقيد ميسازد؛ به تربيت در راه آن امام و رسيدن به كمال نهايي، يعني ياري آن امام و ساختن ياران واقعي.
يك زن به منزلة يك فرد مسلمان و انساني كه در تربيت و ساختن انسانهاي با معرفت، مؤثر است، بايد در شناخت، حضرت زهرا عليها السلام را الگوي خود قرار دهد؛ چرا كه بالاترين و بهترين زن نمونه ـ كه تمام زنها و شخصيتهاي مسلمان بايد از او درس بگيرند ـ فاطمه زهرا عليها السلام است. از نظر معرفت، شخصيتي آگاه است نه عامي.
پس اگر يك زن در شناخت امام و هدف و راه او مستحكم باشد و به معرفت اصلي رسيده باشد، در شناخت و معرفت فرزند و جامعه تأثيرگذار خواهد بود و ميتواند يكي از رسالتهاي خود را به انجام رساند. پيمودن جادة انتظار براي يك فرد، بدون شناخت امام منتظر، ممكن نيست. استقامت و پايداري، در وادي انتظار، وابسته به درك صحيح از پيشواي موعود است.
اگر معرفت امام براي منتظر حاصل شود، او خود را در جبهة امام ميبيند و احساس ميكند كه در خيمة امام و كنار او قرار گرفته است؛ بنابراين لحظهاي در تلاش براي تقويت جبهة امام خويش كوتاهي نميكند.
5. محبّت به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف؛ محبّت، حالتي است، ميان محبّ و محبوب كه سرچشمة آن، قلب و درون است، لكن نمود آن، در ظاهر و در افعال و اعمال محبّ، به روشني پيداست؛ محبتي كه جلوة عيني پيدا ميكند و به محب جهت ميبخشد؛ محبت، امري طرفيني است، محب ميسوزد و محبوب جذب ميكند. محب، تمنّا ميكند و محبوب، دامان خويش را براي تمنّاي محب ميگستراند.
انسان، فطرتاً كمال جو است و همواره در پي يافتن فرد اكمل ميباشد و سعي در نزديك شدن به او دارد. محبت انسان در پي شناخت دقيق او از محبوب است. خداوند، حجتي براي ما و در سر راه زندگي مان نهاده كه وجودش، مطابق با خواستها و نيازهاي فطري ماست. اگر طالب جماليم و صاحبان جمال را دوست ميداريم و ميخواهيم ديگران را نيز در پي شناخت و محبت جمال قرار دهيم و ياوران جمال را افزون كنيم، جلوة جمال حق، اوست كه همه زيباييها را در خود جمع كرده است. همان طور كه جدّ گرامي اش فرمود: مهدي، طاووس اهل بهشت است.[9]
چهرة مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مثل ماه تابان است.[10]
چهرة مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مثل ستاره درخشان است. [11]
هنگامي كه قلب، مملو ازعشق ميشود، همّت عاشق به تمامي در جهت ديدار معشوق است و از هر فرصتي، استفاده ميكند تا زمينة ديدار و حضورش را فراهم نمايد. پس تمام انسانها چه زن و چه مرد، وقتي محبت واقعي در قلب شان رسوخ كند، در انجام رسالت، كوشا خواهند بود. يك زن به منزلة حامي و ياور فرزند و همسر خود، با شناختي كه از امام خود دارد و محبتي كه از او بر دلش مانده است، سعي دارد تا در تربيت فرزندان و كمك به همسر خود در جهت رسيدن به اهداف الهي – كه همان ساختن ياوران راستين مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و زمينه سازان ظهور است – تلاش كند تا بتواند رسالت الهي خود را به خوبي انجام دهد؛ زيرا حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، ياراني با صلابت، باايمان و شجاع ميخواهد و اين مهيّا نميشود، مگر با وجود مادران و همسران شجاع، فداكار، باايمان و خودساخته كه هدف اصلي آنها رضاي حق و رسيدن به كمال مطلوب است.
6. اخلاق اسلامي؛ خُلق، عبارت است از سيماي باطني و هيئت راسخ نفساني كه به موجب آن، افعال نيك و بد، اختياري و بدون تكلّف و تأمّل از انسان صادر ميشود كه اين حالت بر اثر تعليم و تربيت و تمرين براي نفس پديد ميآيد؛ به گونهاي كه رفتارهاي پسنديده و يا ناپسند به طور طبيعي و بدون آن كه به فكر كردن، نياز باشد از انسان سرمي زند. پس بايد سعي كرد كه در حالت نفساني، اخلاق و رفتار اسلامي شود و رفتارهاي پسنديده، همراه با تأمّل ازانسان سر زند؛ چون پرورش فضايل اخلاقي، يكي از مهمترين اهداف رسالت پيامبران خدا بوده است تا انسان در مسير كمال كه علّت غايي آفرينش است، قرار گيرد و پيامبر صل الله عليه و آله و سلم با اشاره به فلسفة بعثت خويش، در حديث معروف: همانا مبعوث شدم تا تمام كنم مكارم اخلاق را.[12] بدان تصريح فرمودهاند.
اخلاق اسلامي با ويژگي خاص و بُعد متعالي خود، تضمين كنندة سعادت انسانها در همة عصرها، و ره توشة همة ره پويان راه كمال است. رعايت اخلاق نيك نسبت به يك ديگر در برخوردها و تمام ابعاد زندگي و رعايت حقوق جاني و مالي و...كه عاليترين نقش را در جذب ديگران و نفوذ در دلها دارد، از عوامل مهم گسترش اسلام، بوده است.
انسان جزء اصلي تشكيل جامعة صالح و سالم است. انسان براي اصلاح جامعه و تشكيل اجتماعي سالم، نخست بايد اصلاحات و تحولات را از درون خود، آغاز كند؛ زيرا مسائل اجتماعي، زشتي، فساد و...در اجتماع، مربوط به انسان است.
پس او ميتواند با ايجاد انقلابي در درون خود، در جامعه نيز انقلاب و تحول به وجود آورد و سمت و سوي همه چيز را به سوي هدف و مقصود اصلي، يعني خداوند قرار دهد؛ امري كه خلقت جهان براساس آن بنا شده است. و اين انسان شامل همه ميشود (زن و مرد). زن هم در اين امر اصلاحي شركت دارد و با اصلاح درون خود و داشتن اخلاق اسلامي، ميتواند به منزلة يك منتظر در دوران انتظار، نقش مهمي را در سازندگي جامعه و منتظران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ايفا كند.
روايات مختلفي به خصوص حديث «اكمل به اخلاقهم» دلالت بر اهميت و محوريت اخلاق، كمال و رشد معنوي انسانها در دولت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف دارد.
امام باقر عليه السلام ميفرمايد: «چون قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان ميگذارد و عقول آنها را متحرك ميسازد و اخلاق شان را به كمال ميرساند.»[13]
دولت اخلاقي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بدين معنا است كه هم خود، جامعِ تمام فضايل و محاسن اخلاقي و عقلي است و هم در مقام عمل و اجرا، همة آنها را در جامعه محقق ميسازد. پس با داشتن چنين رواياتي و دانستن، وجود حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بر مبناي اخلاق اسلامي متوجه ميشود كه زنان در جامعة فعلي بيش از هر دوره اي، در معرض آزمايش هستند و بيش از هر عصري، امكان سازندگي خود و نسل جامعة منتظر را دارا هستند.
امروز، روزي است كه زن به مثابة يك منتظر ميتواند به تكوين شخصيت اخلاقي خود بپردازد. او بايد بداند كه افتخار در وجود شخصيت اوست كه داراي شعور، شناخت، آگاهي و تقوا باشد. افتخار در وجود صفات مثبت و فضايل انساني و شرم و حياي اسلامي اوست كه به منزلة مسئوليتي بزرگ در زمان غيبت، در جامعة منتظر بر دوش اوست. او وظيفه دارد بكوشد كه خود را براساس مكتب بسازد و شخصيت خود را براساس آن رنگ دهد تا بتواند در سازندگي نسل منتظر، سهم بزرگي داشته باشد. چون يك منتظر واقعي، بايد خود را چنان آماده كند كه لياقت حضور در حكومت منتظر را كه شاخصة آن بر مبناي اخلاق اسلامي و ديني است، داشته باشد.
همان طور كه امام صادق عليه السلام فرمودند: هركس از اين كه جزء ياران حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد، شاد و خوشحال ميشود، بايد منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و عمل به نيكيهاي اخلاقي باشد.[14]
پس زنان با انتقال اخلاق اسلامي به فرزندان و آماده كردن آنان براي حضور در دولت يار، بهترين زمينهساز معنوي براي ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهند بود.
ب: وظايف اجتماعي
تا اين جا سخن از وظايف و رسالت فردي زنان در جامعة منتظر بود، اما چون زنان جزء گروهي از منتظران حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند، و زمينه سازان ظهور علاوه بر رسالت فردي، در جامعه رسالتي ديگر نيز دارند بايد در جهت دگرسازي تلاش كنند. آنها با تبليغ دين و اصلاح جامعه و با ترويج اخلاق و فضايل درصدد مهيا كردن يك جامعة ايده آل مهدي پسند ميباشند و با دعوت به دين خدا، و توجه دادن به مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و انجام وظايفي كه در ذيل خواهد آمد، روح اميد را در جامعة بشري، زنده ميكنند.
1. تربيت نسل منتظر؛ در مسير تربيت نسل منتظر، زنان كه نيمي از جامعه را تشكيل ميدهند، بايد نقش سازنده اي، داشته باشند و بدانند كه آنها نيز موظفند دوش به دوش مردان براي تربيت زمينه سازان ظهور، تلاشي خستگي ناپذير داشته باشند.
هيچ انقلاب و نهضتي، بدون مقدمه و زمينه سازي به پيروزي نخواهد رسيد. انقلاب جهاني امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز از اين قانون مستثنا نيست؛ چون انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مهمترين و عميقترين انقلابها جهاني است، و مربوط به همة جهان ميباشد. يكي از موارد زمينه سازي براي اين نهضت عظيم، تربيت نسل منتظر است كه مهمترين وظيفه بر دوش زنان باايمان است؛ زناني كه تنها به آماده شدن خود براي استقبال از امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف راضي نميشوند، بلكه خود را موظف ميدانند كه اين آمادگي را در سايرين هم ايجاد كنند و به تربيت منتظران واقعي بپردازند و در اين مسير حساس و بزرگ، نسبت به اين وظيفة عظيم، احساس تكليف كنند و از زير مسئوليت شانه، خالي نكنند. منتظران راستين با اداي چنين تكليفي ـ كه همان پرورش نسل منتظر است ـ راهي براي ياري رساندن به امام خويش در زمان غيبت پيدا ميكنند. اگر همة انسانها در انجام چنين هدفي، كوشا و پرتلاش باشند، علاوه بر اينكه خود جزء ياران امام عليه السلام قرار ميگيرند، بلكه صف ياران امام عليه السلام را هم افزايش ميدهند.

نظرات شما عزیزان: