رجعت زنان
چكيده
از باورهاي ويژة شيعيان، اعتقاد به رجعت و حيات مجدد افراد و گروههاي خاص در پايان تاريخ و ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است. رجعت، باوري است كه مخالفان، با پرسشها و شبههها فراواني درصدد مخدوش جلوه دادن آن بر آمدهاند؛ از اين رو براي اثبات و تقويت باورداشت رجعت و نيز براي پاسخگويي به شبههها و سؤالات مخالفان، پژوهش دربارة رجعت ضروري است.
از سوي ديگر، براي جامعه زنان كه نيمي از جمعيت انساني را تشكيل ميدهند نيز پرسشهايي مطرح است از جمله اين كه آيا زنان در رجعت، هنگام قيام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و تشكيل حكومت جهاني مهدوي، مشاركت دارند؟ اين نوشتار درصدد پاسخگويي به سؤالهاي فوق، با تمركز بر نقش زنان ميباشد:
مقدمه
يكي از اعتقادات مكتب شيعه، رجعتِ برخي مردگان به دنيا، پيش از قيامت است. عالمان شيعه، با عنايت به قرآن و رواياتِ معصومان عليهم السلام اعتقاد به چنين پديدهاي را يكي از ضروريات مذهب شيعه تلقي كردهاند. البته برخي به ضروري بودن آن به ديده ترديد نگريسته¬اند؛ اما انكار آن را جايز نميدانند. بسياري از علما بر اثبات آن اجماع كردهاند، بزرگاني همچون طبرسي صاحب تفسير مجمع البيان[1]، شيخ حر عاملي[2]، امين الدين طبرسي[3]، شيخ صدوق[4]، حسن بن سليمان بن خالد حلّي[5]، شيخ مفيد[6]، سيد مرتضي[7]، علامه مجلسي[8]، ابوالحسن شريف[9] و... . برخي نيز رجعت را از ضروريات مذهب بر شمرده اند؛ چنان كه علامه مجلسي[10] و شيخ حر عاملي[11] بر اين باورند.
رجعت در لغت
رجعت از مادة «رجع» و اصل آن به معناي بازگشت پس از رفتن است.[12] صاحب مجمع البيان «رجعة» و «الرجعة» را بازگشت به دنيا پس از مرگ بيان كرده و مصدر آن را «الرجوع» به معناي بازگشت به ابتدا ابراز كرده است و همچنين : الرجوع، العود.[13]
همچنين در مجمع البحرين دربارة معناي «الرجعة» ميگويد:
الرجعة به فتح راء، يعني يك بازگشت پس از مرگ و بعد از ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و آن، از ضروريات مذهب است... .[14]
رجعت در اصطلاح
رجعت در اصطلاح، عبارت است از اينكه خداوند، هم زمان با زمان ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف عدهاي از بندگان صالح كه در ايمان و عمل، خالص بودهاند و نيز عدهاي از كفار و منافقان كه در كفر و نفاق، سرآمد بودهاند را با همان ويژگيهاي روحي و جسمي خود به دنيا برميگرداند، تا هر دو گروه، در حد امكان نتيجه دنيايي اعمالشان را دريافت كنند.[15]
آنچه در بازگشت دو گروه مؤمنان خالص و نيز كفار واقعي به آن اشاره شده، وصف صالح و منافق است، نه مرد و زن.
در معناي اصطلاحي رجعت سيد مرتضي ميفرمايد:
بدان همانا آنچه كه شيعه دوازده امامي معتقد است، اين است كه خداوند، هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف گروهي از شيعيان او و گروهي از دشمنان آن حضرت را كه پيشتر مردهاند، برميگرداند تا به ثواب ياري آن حضرت برسند و نيز از دشمنان انتقام گرفته شود… . [16]
طبق آنچه از احاديث برداشت ميشود، رجعت، عمومي نيست؛ بلكه مخصوص عدهاي از مؤمنان خالص و كفار معاند است. همچنين سر سلسله رجعتكنندگان، انبيا، امامان معصوم عليهم السلام و دشمنان آنان هستند. امام صادق عليه السلام در اين زمينه ميفرمايد:
رجعت، عمومي نيست؛ بلكه اختصاصي است و تنها مؤمنان يا مشركان محض، رجعت ميكنند[17].
رجعت در امتهاي گذشته
بازگشت، ميان امتهاي گذشته، بسان رجعتِ اصطلاحي در عقايد شيعه نيست؛ ولي آيات متعددي بر وقوع رجعت در امتهاي گذشته دلالت ميكند. افراد زيادي از پيامبر و غيرپيامبر، مؤمن و غيرمومن (زن و مرد) در امتهاي پيشين زنده شده و به دنيا برگشتهاند[18]. يكي از نمونههاي رجعت، بازگشت مقتول بنياسرائيل به دنيا ميباشد. قرآن، اين ماجرا را اين گونه نقل ميكند:
]و به خاطر آوريد[ هنگامي را كه فردي را به قتل رسانديد. سپس درباره ]قاتل[ او به نزاع پرداختيد… خداوند، اينگونه مردگان را زنده ميكند….[19]
خداوند، در اين آيه، در پايان داستان احياي مردگان ـ چه زن و مرد و مؤمن و كافر ـ را يك سنت و قانون هميشگي در نظام عالم معرفي كرده و آن را به عنوان قدرت خودش به رخ انسانها ميكشد تا دربارة آن بينديشند.[20]
در اين آيه، جملة (كَذلِكَ يُحْيِ اللهُ الْمَوْتي ) به قيامت و يا برزخ اختصاص ندارد؛ بلكه به صورت يك قانون عمومي و فراگير براي همة زمانها، مكانها و امتها در شرايط مساوي براساس حكمت الهي جاري خواهد بود. در واقع، هرگاه حكمت الهي اقتضا كند، خداوند، با قدرت بينهايت خويش، مردگان را زنده خواهد كرد. از اين آيه و داستان نتيجه ميگيريم احياي مردگان، به همة انسانها اعم از زن و مرد مربوط است و نشانهاي از قدرت الهي است.
اين آيه، نشانگر فراگير بودن رجعت در هر زمان و مكان است، و در آن، امتهاي مؤمن خاص و كافر خاص در هر زمان و مكاني كه بودند ـ چه زن و چه مرد ـ با شرايط مساوي، براساس حكمت و قدرت بينهايت الهي، زنده شده و به دنيا برميگردند، تا مؤمنان (زن و مرد) از وعدة الهي خرسند شوند و از كافران انتقام بگيرند. در اين مقاله، به اثبات رجعت از ديدگاه عقل و نقل، هدف رجعت و رجعتكنندگان زمان ظهور خواهيم پرداخت.
فصل اول
اثبات رجعت
1. برهان عقلي
عقل هيچ مانعي براي زندهشدن مردگان تصور نميكند و آنرا كاملاً ممكن ميداند. روشن و واضح است كه زنده كردن و حيات دادن خداوند به اشياء بر دو قسم است گاه خداوند از هيچ و عدم موجود زندهاي خلق ميكند؛ يعني بدون داشتن هيچ سابقهاي، مثل خلقت اوليه انسان و هر موجود ديگري و گاهي اجزاء و عناصر پراكنده يك موجود را جمع ميكند و حياتي دوباره ميدهد (يعني گاه خلقت جعل بسيط است و بدون سبق مادة سابقي و گاه بنحو جعل مركب) وقتي خلقت به صورت اول براي عقل ممكن شد خلقت و حيات دادن دوم به مراتب آسانتر و قابل قبولتر خواهد بود.
عدم امكان اين مطلب يا به دليل نقص در فاعليت فاعل است يا در قابليت قابل؛ يعني اينكه خداوند قدرت زنده كردن مردگان را ندارد يا بدن و روح، قابليت زندهشدن را ندارد؛ در حاليكه ما در طول شبانهروز، هم فاعليت فاعل را و هم قابليت قابل را در جهان مشاهده ميكنيم. پس هيچ عاقلي ـ چه رسد به مسلمان ـ در امكان رجعت شك و نزاعي ندارد؛ چون با اينكار، هم قدرت خداوند را منكر ميشود و هم سر از شرك و انكار قبر، عالم برزخ و معاد جسماني در ميآورد.
مرحوم سيد مرتضي در اين باره ميفرمايد: «در آنچه شيعه از رجعت معتقد است، هيچ اختلافي بين مسلمانان، بلكه موحّدان نيست»[21].
رجعت در اين دنيا با حيات مجدد در روز رستاخيز مشابهت دارد. رجعت و معاد، دو پديده همگون هستند؛ با اين تفاوت كه رجعت، با افق محدود و با قلمرو دنيايي، قبل از قيامت به وقوع ميپيوندد؛ ولي در رستاخيز، همة انسانها، از ابتدا تا انتهاي خلقت، برانگيخته خواهند شد. بنابراين كساني كه امكان حيات مجدد را در روز رستاخيز پذيرفتهاند، بايد رجعت را كه زندگي دوباره در اين جهان است، ممكن بدانند.
رجعت عالمي است با ويژگيهاي خاص خود كه نه دقيقاً همچون عالم دنيا است و نه همانند عالم آخرت، و در عين حال برزخ هم نيست.
علامه طباطبايي در اين باره ميفرمايد:
رجعت از مراتب روز قيامت ميباشد؛ اگر چه در كشف و ظهور، پايينتر از روز قيامت است. دليل پايينتر بودن از قيامت امكان في الجملة راه يافتن فساد و شر در آن است، بر خلاف قيامت [كه هيچ فساد و شري در آن راه نخواهد يافت]؛ به همين دليل، روز ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف گاه به قيامت ملحق شده است، به دليل ظهور و غلبه كامل حق. [22]
معاد، يعني برگشت روح انسان به بدن. حال اگر چنين بازگشتي در آن مقطع زماني (قيامت) ممكن باشد، طبعاً بازگشت آن به اين جهان، قبل از قيامت ممكن خواهد بود؛ چرا كه امر محال در هيچ زماني امكان وقوع ندارد.
فيلسوف بزرگ اسلامي، صدر المتألهين رحمه الله عليه ميفرمايد:
در باب اعتقادات، آنچه قابل پيروي است يا دليل و برهان است يا نقل صحيح و قطعي كه از اهلبيت عليهم السلام رسيده باشد. روايات صحيح فراواني از امامان و سرورانمان دربارة درستي عقيده به رجعت و وقوع آن هنگام ظهور قائم آل محمد صل الله عليه و آله و سلم به ما رسيده است. عقل نيز اين موضوع را غيرممكن نميداند؛ چرا كه نمونههاي فراواني به اذن خداوند به دست پيامبراني چون عيسي عليه السلام و شمعون عليه السلام و ديگر پيامبران انجام يافته است[23] .
2. براهين نقلي
الف. قرآن: در قرآن كريم، آيات بسياري از رجعت سخن ميگويند كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
و هنگامي كه فرمان [عذاب] بر آنها واقع شود، جنبندهاي از زمين براي آنها خارج ميكنيم كه با آنان سخن ميگويد كه: «مردم، به آيات ما يقين ندارند». و روزي كه ما از هر امتي گروهي را از كساني كه آيات ما را تكذيب ميكنند محشور ميكنيم و آنها نگهداشته ميشوند [تا به يكديگر ملحق شوند] .[24]
با بيان چند نكته، دلالت آيه بر رجعت روشن ميشود:
1. حشر گروهي از هر امتي، غير از حشر در روز قيامت است. حشر در آيه فوق، همگاني نيست؛ در حاليكه حشر در روز قيامت شامل همة انسانها ميگردد؛ چنانكه در آيه ديگري در وصف حشر و روز قيامت چنين آمده است:
و همه را محشور كرده و احدي از آنان را فرو نخواهيم گذاشت. [25]
2. در صدر آيه اول، خداوند ميفرمايد: (اِذَا وَقَعَ الْقَوْلَ عَلَيْهِمْ ). مورد اتفاق همه مفسران است كه وقوع قول (فرمان)، از علائم قيامت است و روشن است كه علامت يك چيز غير از خود آن چيز است[26] .
3. آيات قبل از اين آيه، از نشانههاي قبل از رستاخيز در پايان جهان سخن گفتهاند و در آيات پس از آن نيز به همين موضوع اشاره ميشود.
بنابراين، بعيد به نظر ميرسد آيات قبل و بعد، از حوادث پيش از رستاخيز سخن گويند؛ امّا آيه وسط، دربارة رستاخيز باشد. همآهنگي آيات، ايجاب ميكند كه همه درباره حوادث قبل از قيامت باشند[27] .
د) شاهد ديگر براي دلالت آيه بر رجعت، «خروج دابة الارض»[28] است كه يكي از نشانههاي رستاخيز به شمار ميرود[29]؛ يعني از نشانههايي است كه قبل از رستاخيز رخ ميدهد.
پيامبر اكرم صل الله عليه و آله و سلم دربارة دابة الارض فرمود:
هيچكس به او دست نمييابد و كسي نميتواند از دست او فرار كند. بين دو چشم مؤمن علامت ميگذارد و مينويسد: « مؤمن بين دو چشم كافر علامت ميگذارد و مينويسد: «كافر»، عصاي موسي و انگشتر سليمان با او است. [30]
آية دوم:
بيگمان ما رسولان خود و كساني كه ايمان آوردهاند را در زندگي دنيا و روزي كه گواهان به پاميخيزند، ياري ميدهيم. [31]
با بيان چند نكته روشن خواهد شد كه اين آيه، به رجعت اشاره دارد و رجعت هم مخصوص تمام انسانهاي مؤمن خاص و كفار خاص است.
الف) سياق آيه، بر فعلي دلالت دارد كه در آينده به طور حتم به وقوع خواهد پيوست.
ب) نصرت و پيروزي كه در اين آيه وعده داده شده، تاكنون تحقق نيافته است و خداوند، هرگز خلف وعده نميكند؛ پس ناگزير بايد در آينده تحقق يابد.
ج) همة پيامبران (به جز حضرت عيسي عليه السلام و حضرت خضر عليه السلام ) و مؤمنان، هنگام نزول قرآن در قيد حيات نبوده و در اين دنيا ياري نشدهاند؛ پس به مقتضاي اين آيه، بايد زنده شوند، تا در همين دنيا ياري شوند.
د) لفظ نصرت، در مواردي به كار ميرود كه دو گروه، مشغول مخاصمه و جنگ باشند و شخصي يا گروهي، به يكي از طرفهاي درگير كمك كند، تا برطرف مقابل، چيره شود. طبيعي است چنين معنايي با ياري كردن انبيا و مؤمنان در آخرت سازگاري ندارد؛ بلكه مصداق آيه با رجعت، و نصرت انبيا و اوليا تحقق مييابد.
شيخ مفيد در تفسير اين آيه ميفرمايد:
شيعيان عقيده دارند خداي تبارك و تعالي وعدة نصرت خود را دربارة دوستانش، پيش از آخرت تحقق خواهد بخشيد و آن، هنگامي است كه قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف قيام كند. در پايان دنيا، مؤمنان رجعت ميكنند و وعدة الهي تحقق مييابد[32] .
اين رجعت مؤمنان و اين وعدة الهي براي زن و مرد است؛ چون در غالب از آيات و روايات، به گروه خاصي با علامت خاصي اشاره نشده است؛ بلكه بيشتر به مؤمنان و منافقان اشاره شده و اين دو كلمه، هم شامل زن ميشود و هم شامل مرد.
ب: روايات
در اين فراز ميتوانيم رجعت را از سه منظر احاديث، زيارات و ادعيه پيگيري كنيم.
1. احاديث
اخبار و رواياتي كه دربارة رجعت از معصومان عليهم السلام نقل شده، به قدري زياد است كه در طول تاريخ، بسياري از بزرگان و علماي شيعه دربارة آن، ادعاي تواتر كردهاند (معنوي و اجمالي)[33] از جمله شيخ طوسي در مورد برخي از احاديث رجعت ادعاي تواتر لفظي هم نموده است.[34] علامه مجلسي در اين رابطه ميفرمايد: «اگر روايت رجعت متواتر نباشد پس در دنيا روايت متواتر وجود ندارد»[35]. علامه طباطبايي ميفرمايد: روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام نسبت به اصل رجعت متواتر است و تواتر با مناقشه در تك تك حديث باطل نميشود.[36]
به همين دليل، اكنون فقط به ذكر برخي از اين احاديث ميپردازيم:
از امام صادق عليه السلام نقل شده است:
هر كس به هفت چيز اعتقاد داشته باشد، مؤمن ]شيعه[ است و در ميان آن هفت چيز، ايمان به رجعت را ذكر فرمود. [37]
مأمون به حضرت امام رضا عليه السلام عرض كرد: «اي اباالحسن نظرت دربارة رجعت چيست؟» آن حضرت فرمود:
آن، حق است و در امتهاي گذشته نيز بوده و قرآن آن را بيان كرده است. رسولخدا صل الله عليه و آله و سلم فرمود: آنچه در امتهاي گذشته واقع شده در اين امت نيز بدون كم و كاست واقع خواهد شد».[38]
«حَذْوَ النََعّل بالنَّعّل وَ الْقَذَّةِ بِالْقَذَّةِ» يعني برابري و يكساني كه گام به گام و مو به مو، تحقق پيدا ميكند.
طبق آنچه امام رضا عليه السلام فرمود، به دست ميآيد كه در امتهاي گذشته رجعت بوده است و در اين رخداد مهم هم زن و هم مرد حضور داشتهاند[39] و در زمان ظهور نيز با رجعت زنان و مردان، اين واقعه ادامه پيدا ميكند و اين، امري است كه دربارة همة انسانهاي مؤمن خاص و كفار خاص اجرا ميشود.
2. زيارات
در زيارتي كه خطاب به حضرت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف خوانده ميشود آمده است:
اگر دوران درخشان و پرچمهاي برافراشته و حكومت قدرتمند تو را درك كردم، بندهاي از بندگان تو خواهم بود ... و اگر پيش از ظهورت مرگ فرا رسيد، با توسل به تو از خداي سبحان ميخواهم كه بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله و سلم درود فرستد و براي من، بازگشتي در دوران ظهورت و رجعتي در زمان [حكومت] تو قرار دهد، تا با فرمانبرداري تو، مراد خويش را دريابم و دلم را [با انتقام] از دشمنانت شفا بخشم. [40]
همچنين در زيارت امام حسين عليه السلام در روز عرفه ميخوانيم: «اي سرورم! اي اباعبدالله! خدا و فرشتگان و پيغمبرانش را شاهد مي¬گيرم كه من، به شما ايمان، و به بازگشتتان يقين دارم….» [41]
پس همة ما (اعم از زن و مرد) با تأسي از امامان و اولياي خدا، ميتوانيم دعا كنيم كه تا زمان ظهورش زنده باشيم، تا از ياران خاص او باشيم و اگر هم زنده نمانديم، از خدا بخواهيم با رجعت در زمان دولت يار، او را يار و ياور باشيم و از دشمنانش انتقام بگيريم .
3. ادعيه
الف. در دعاي عهد آمده است:
پروردگارا ! اگر مرگي كه بر تمام بندگانت، قضاي حتمي قرار دادي ميان من و او ]= حضرت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف[ جدايي انداخت، مرا [هنگام ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف] از قبر برانگيز؛ در حالي كه كفنم را ازار خود كرده و شمشيرم را از نيام بركشيده و نيزهام را برهنه ساختهام و دعوت دعوتكننده را لبيك ميگويم.[42]
از امام صادق عليه السلام روايت شده : «هر كس چهل صبح اين دعا را بخواند، از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبر بيرون آورد…».[43]
ب. در دعايي كه بعد از زيارت حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف در سرداب نقل شده اين گونه آمده است: «خدايا! اگرقبل ازظهور حضرتش مرا از دنيا بردي، مرا از كساني قرار ده كه در رجعت بر ميگردند.» [44]
.gif)
نظرات شما عزیزان: